السيد عبد الحسين الطيب
12
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ در پيشگاه احديت مقام و مرتبه و منزلت بزرگى داشت . [ سوره التكوير ( 81 ) : آيه 21 ] مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ ( 21 ) اما مطاع كه چندين هزار ملك در تحت فرمان او بودند از صد هزار بيشتر ، اما امين اينكه امين وحى الهى بود كه اندك تسامحى يا نسيانى يا اشتباهى يا خطايى از او صادر نشده . [ سوره التكوير ( 81 ) : آيه 22 ] وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ ( 22 ) و نيست صاحب شما ديوانه ، مراد از صاحبكم وجود مقدس پيغمبر است كه عقل كل و كل عقل است ليس بمجنون . كه يكى از نسبتهايى كه مشركين و كفار بانبياء ميدادند نسبت جنون بود با شرك و الهه آنها و عقيده آنها مخالف بودند و دعوت بتوحيد و رسالت انبياء و اعمال صالحه ميكردند و نهى از هوى پرستى و فساد و ارتكاب ملاهى و معاصى و تعدّى و ساير محرمات ميكردند ، و كتاب آنها را مفتريات ، و معجزات آنها را سحر و فرمايشات آنها را كذب ، و آنها را ساحر و جادوگر ميگفتند لذا نسبت جنون به آنها ميدادند . و جنون چند قسم است : جنون اطباقى كه اصلا قوت عاقله ندارد كه درك حسن و قبح را نميكند ، و جنون ادوارى كه آفت و مرضى عارض مىشود كه پرده روى عقل كشيده مىشود و قوهء عاقله ضعف پيدا مىكند يا قواى ديگر بر قوهء عقل مسلط ميشوند مثل قوهء غضبيه يا شهويه يا وهميه يا شرب مسكرات كه موجب زوال عقل مىشود و اعمال مجنون و ديوانه از او صادر مىشود . تعجب است از عامه عميا كه منكر عدل هستند و منكر حسن و قبح عقل را چه ميكنند ، و حكماء قديم عوالم را سه قسمت كردند : عالم عقول ، و عالم نفوس ، و عالم اجسام ، و در عالم عقول دو مسلك دارند مسلك افلاطون ، و مسلك ارسطو . افلاطون قائل بعقول عشره شده عقول طويله كه ميگويد : صادر اول عقل است و قديم است زيرا انفكاك علت از معلوم محال است ، و از عقل اول از جنبهء وجودش عقل دوم ايجاد شد و از جنبهء ماهيتش عرش و هكذا از عقل دوم عقل سوم و كرسى و هكذا تا از عقل تاسع عقل عاشر